برگي از دفتر آفتاب
از ايشان سؤال شد : حاج آقا عمرمان گذشت و دارد مي گذرد اما هنوز لذتي از عبادت و به خصوص نمازمان احساس نكرده ايم به نظر شما چه بايد بكنيم كه لااقل اندكي از آنچه را كه ائمه و پيشوايان معصوم (ع) فرموده اند ما هم بچشيم؟
ايشان درحالي كه سررا تكان مي دادند فرمودند :اين درديست كه همه گرفتاريم.
عرض شد:آقا به هر حال مراتب دارد ومساله نسبي است بعضي همچون شما مراتب عالي داريد و ماها هيچي نداريم ماها چه بايد بكنيم؟
بازايشان در جواب فرمودند:شايد من مرتبه شما را تمنا كنم
عرض شد :حاج آقا مساله تعارف در كار نيست واين واقعيتي است.
باز ايشان در جواب با فروتني و تواضع خاصي فرمودند كه: من هم مثل شما هستم.
به هرحال پس از چند بار اصرار ايشان فرمودند :اين احساس لذت در نماز يك سري مقدمات خارج از نماز دارد و يك سري مقدمات در خود نماز،آنچه در قبل از نماز و در خارج از نماز بايد مورد ملاحظه باشد و عمل شود اين است كه:
انسان گناه نكند قلب را سياه نكند دل را تيره نكند ومعصيت روح را مكدر مي كند
نورانيت دل را مي برد.واما در هنگام خود نماز انسان بايد زنجير و سيمي دور خود بكشد تا غير خدا داخل نشود بايد فكرش را از غير خدا منصرف كند توجهش به غير خدا مشغول نشودالبته اگربه طور غير اختياري توجهش به جايي رفت كه هيچ اما به محض التفات پيدا كردن بايد قلبش را از غير خدا منصرف كند.
بازديد كننده گرامي